برای شکوفه های باغ زندگیم...
گل پسر مامان سلام...هزار ماشاالله هر روز که میگذره آقا تر میشی....چند روز پیش بردمت بهداشت برا واکسن 18 ماهگیت...عزیز دل مامان اولش خیلی گریه کردی به خصوص که اینبار بابایی هم نبود و من تنهایی نمیتونستم آرومت کنم...بعد از ظهرش هم پات گرفته بود و نمیتونستی راه بری که شکر خدا با کیسه آب گرم خیلی بهتر شدی ..فقط یکم موقع قطره خوردن اذیت میکردی که شکر خدا با هر سختی بود به خوبی و خوشی تموم شد....
جدیدا شروع کردم باهات کارتای دید آموز رو کار میکنم...ماشالا خیلی زود یاد میگیری ولی نمیدونم چرا زودی هم خسته میشی و مچالشون میکنی
کلمه های جدید زیادی بلد شدی...مثل اینا:نی نی (شکم من)... باجی و آبجی ...جا (جاروبرقی)...خخخ(هر چی که بخای بگی کثیفه)...آرا(دختر خاله آرام)... آدو(خاله آرزو)...انی(ماشین های اسباب بازی) مه مه (شیشه شیر) جیزاااا (کلید برق،لامپ و هر چیز داغ )...و خیلی کلمه های دیگه
عاشق صدای اذان و قرانی...ترانه های عمو پورنگم خیلی دوست داری و بیتشر با اونا سرگرم میشی...
تنها نگرانی من در موردت نگهداری ازت بعد از اومدن خواهرته....تمام تلاشمو میکنم تا پسرکم اذیت نشه...دوستت دارم نفسم
.gif)
دخترک گلم سلام....عزیز دلم دیگه به اومدن شما چیزی نمونده...ایشالا جمعه این هفته میای بغلم ...ناز گل من تقریبا همه چی برا اومدن شما مهیا شده....همه بی صبرانه مشتاق دیدنت هستن....به خصوص خونواده بابا رامین...آخه دختر اولشونی و کلی ذوق تو رو دارن...نفس مامان چند وقتی هست سرما خوردم و با سرفه هام تو رو هم اذیت کردم...دکتر کلی دارو داده ...امیدوارم تا روز عملم خوب خوب شم
راستی مامانی اسمت قطعی شد....
بازم حرف حرف بابات شد....با اینکه قول داده بود اسم تو رو من انتخاب کنم ولی تا معلوم شد فرشته کوچولومون دختره زد زیرش
عزیزکم نامدار باشی ....
از خدا میخام تا ابد خواهر و برادر خوبی برا هم باشین...امیییییییییییییییییین
دوستتون دارم...





برای شکوفه های باغ زندگیم... 





